ترانه

دانلود رمان فقط مال منه اثر مامیچکا بدون سانسور

دانلود رمان فقط مال منه

دانلود رمان فقط مال منه pdf به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در 20 رمان

📚#فقط مال منه

✍️مترجم: #مامیچکا

✨ژانر: #عاشقانه خارجی

📄خلاصه:

اریکا با توقعاتی بزرگ می شود که هرگز نمی تواند آنرا برآورده کند. به نظر پدرش

زیاد باهوش نیست و به نظر مادرش رقاص خوبی هم نیست. در دانشکده هم دور خودش یک پیله درست می کند-شبها می رقصد و از افراد دوری می کند. تنها کسی که نمی تواند از او فرار کند یک بوکسور محلی به اسم تنک است. تنک می خواهد به اریکا نشان بدهد که هر چیزی را که بخواهد می تواند به دست بیاورد فقط اگر به خودش

ایمان داشته باشد.

تنک فکر می کرد که مبارزه و معشوقه را نمی شود باهم قاطی کرد تا اینکه اریکا را دید. نمی توانست سر از کار دختر خجالتی دربیاورد که هر فکرش را می خواند ولی از رابطه فرار می کرد.

این مبارزه ای بود که نمی توانست بازنده اش باشد.

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

در صورت نارضایتی نویسنده از انتشار رمان با شماره پشتیبان تماس بگیرید

شماره پشتیبانی پس از خرید :

تلفنی _ روبیکا _ اس ام اس _ تلگرام _ واتس اپ

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 19 هزارتومان

دانلود رمان فقط مال منه اثر مامیچکا بدون سانسور

دانلود رمان کایلند رایگان

دانلود رمان کایلند اثر میا شرایدن بصورت رایگان

دانلود رمان me after you به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

رمان : #کایلند #kyland

نویسنده : #میا شرایدن #mia sheridan

ژانر: #عاشقانه #عاشقانه #بزرگسال

خلاصه رمان کایلند:

تنلی فالن به همراه خواهر و مادرش که یک بیمار روانی است در یک شهر کوچک معدن زغال سنگ برای زنده ماندن تلاش می کندآرزویش برنده شدن بورسیه دانشجویی که توسط شرکت زغال‌سنگ محلی اهدا میشد ، بود .اون برای رهایی از خشونت زندگی وفرار از آن جهنم دره نهایت تلاشش را برای برنده شدن می کرد.کایلندبرت که روی تپه‌ها زندگی می‌کند ، هم در تلاش بود تا بورس زغال سنگ را برنده شود و شهرش را که پر از درد و فقر است ، ترک کند.هر دوی آن‌ها مصمم هستند که هیچ رابطه ای بینشان صورت نگیرد اما یک لحظه ی خاص همه چیز را تغییر می‌دهد.چه کسی می تواند از آن شهر ظالم رها شود؟ و چه اتفاقی برای کسی که آن جا مانده‌است می افتد ؟کایلند داستانی ازناامیدی وامید،از دست دادن وفداکاری،درد و بخشش است، و اما در نهایت یک داستان عشق عمیق و بی‌پایان .

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

در صورت نارضایتی نویسنده از انتشار رمان با شماره پشتیبان تماس بگیرید

شماره پشتیبانی پس از خرید :

تلفنی _ روبیکا _ اس ام اس _ تلگرام _ واتس اپ

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 21 هزارتومان

دانلود رمان کایلند از میا شرایدن بصورت رایگان

دانلود رمان ماکر از تهمینه pdf

دانلود رمان ماکر pdf

دانلود رمان crashed به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

نام رمان : #ماکر

نویسنده : #تهمینه

ژانر : #عاشقانه #معمایی #بزرگسال

خلاصه :

آیلین 21 ساله به تازگی بیوه شده، ولی بعد یه مدت متوجه میشه زندگی مشترکش با راستین اون رویای شیرینی که فکر میکرده نبوده ..

امروز دقیقا 56روز از وقتی که رفتی و تنهام گذاشتی میگذره. من سر مزاری نشستم که میگن تو درونش خاک شدی ولی هنوزم نمیتونم باور کنم. هراتفاقی ممکنه برات افتاده باشه جز این!

سوز سرمای قبرستون مغز استخونم رو میسوزونه ولی اهمیتی نداره چون اینجا تنها جاییه که آروم و قرار دارم. همه دور و بریام با ترحم و دلسوزی نگاهم میکنن و میگن راستین حیف بود! جوون مرگ شد، خدا بیامرزتش! صدا پچ پچ کردناشون رو میشنوم که میگن آیلین بیچاره زود بیوه شد ولی چند وقت دیگه یادش میره و دوباره شوهر میکنه، یه دختر 21ساله مگه میتونه تا آخر عمر عزادار بمونه؟ هه! 56روزه که مدام دارم این حرفارو میشنوم راستین. راستین، راستین، راستین!

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

در صورت نارضایتی نویسنده از انتشار رمان با شماره پشتیبان تماس بگیرید

شماره پشتیبانی پس از خرید :

تلفنی _ روبیکا _ اس ام اس _ تلگرام _ واتس اپ

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 21 هزارتومان

دانلود رمان ماکر اثر تهمینه pdf

دانلود رمان پانیک اتک اثر فاطمه عبدی بصورت رایگان

دانلود رمان پانیک اتک اثر فاطمه عبدی نگارش قوی

دانلود رمان divergent به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

نویسنده: Rozesorkh8 (فاطمه عبدی)

تعداد صفحات: 671

⭕️فقط با فرمت #Pdf⭕️

خلاصه:

داستان راجع به بردیاییِ که بیماری پانیک اتک داره.هیچ دختری بردیا رو جذب خودش نمی کنه تا این که یه روز دوستای بردیا تو کافه تو شربتش قرص افزایش جنسی میریزن یه دختر هم میارن که باهاش رابطه بر قرار کنه اما بردیا سریع اونجا رو ترک می کنه سر راه با خواهر زاده یکی از همون دوستای کافه اش تصادف می کنه و اونو برای درمان میبره خونه ش توی خونه قرصای_ج. نسی روی بردیا اثر می کنه و…..

ژانر: #عاشقانه

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

در صورت نارضایتی نویسنده از انتشار رمان با شماره پشتیبان تماس بگیرید

شماره پشتیبانی پس از خرید :

تلفنی _ روبیکا _ اس ام اس _ تلگرام _ واتس اپ

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 21 هزارتومان

دانلود رمان پانیک اتک از فاطمه عبدی بدون سانسور

دانلود رمان جیمین ایو اثر از نو متولد شده (جلد سوم تبدیل‌ شوندگان شیطانی سایه) بدون سانسور

دانلود رمان جیمین ایو اثر از نو متولد شده (جلد سوم تبدیل‌ شوندگان شیطانی سایه) بصورت رایگان

دانلود رمان the untamed به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

از نو متولد شده (جلد سوم تبدیل‌ شوندگان شیطانی سایه)

✍️نویسنده: جیمین ایو

✍️مترجم: Elahe V

✨ژانر: عاشقانه تخیلی معمایی بزرگسال

📑خلاصه:

رویای دوران بچگیم بالاخره داشت به حقیقت میپیوست.

اما میدونین چی جالبه؟

اینکه خیلی سریع همون رویا، تبدیل شد به کابوس!

اون‌ها بهم دروغ گفتن که فقط چند هفته و چند ماه از خاطراتم رو از دست دادم.

میدونم که یه چیزی این وسط درست نیست… یه نفر یه گند بزرگ به زندگیم زده… به خاطراتم!

و اهمیتی نداره که چندبار به خودم بگم این موضوع رو کنار بذارم و به زندگیم به عنوان همسر تورین ادامه بدم…‌ فایده‌ای نداره!

من نمیتونم اینطوری زندگی کنم! نمی…تو…نم!

کسی که این بلا رو سرم آورده، باید بدونه من انقدر به این قضیه پیله میکنم تا درنهایت همه‌چی روشن بشه!

رویای دوران بچگیم بالاخره داشت به حقیقت می‌پیوست. اما می‌دونین چی جالبه؟ اینکه خیلی سریع همون رویا، تبدیل شد به کابوس! اون‌ها بهم دروغ گفتن که فقط چند هفته و چند ماه از خاطراتم رو از دست دادم. میدونم که یه چیزی این وسط درست نیست… یه نفر یه گند بزرگ به زندگیم زده… به خاطراتم! و اهمیتی نداره که چندبار به خودم بگم این موضوع رو کنار بذارم و به زندگیم به عنوان همسر تورین ادامه بدم…‌ فایده‌ای نداره! من نمیتونم اینطوری زندگی کنم! نمی…تو…نم!

خلاصه رمان از نو متولد شده

بقیه مسیر تا رسیدن به عمارت گروه ماشین تو سکوت مطلق فرو رفته بود. بدون شک گراد و میکا برای مِرا کوچولوی بیچاره احساس تاسف می‌کردن… دختری که حتی وقتی مقام همسر آلفا رو داره بازم ضربه میخوره و درد میکشه. با اینکه خیلی تلاش کرده بودم تا به پدرم فکر نکنم؛ اما دوتا کلمه تو ذهنم جا خوش کرده بودن و دست از سرم برنمیداشتن. قدرت شیطانی؟ پدرم فکر می کرد که من یه قدرت شیطانی دارم. اصلا شیاطین وجود خارجی دارن؟! منظورم اینه که به جز

سایه وحشی که به عنوان شیطان گرگینه ها شناخته میشه، تو افسانه های قدیمی گرگینه ها به هیچ شیطان دیگه ای اشاره نشده. به دست هام خیره شدم و سعی کردم به یاد بیارم که تا حالا با دست هام آتیش درست کردم یا نه… یعنی من به عنوان یه آتش زاد رازآلود به دنیا اومدم. بچه ای که علاقه‌ی شدیدی به شعله های آتیش داره و حتی تو وجودش یه قدرت آتشین جریان داره؟ این موضوع به قدری جدی و ترسناک بوده که باعث شده پدرم به نقطه ای برسه که باور کنه من موجودی

هستم که از اعماق جهنم زاده شده؟ به حرف اومدم: ممکنه از دست دادن حافظه ام به اتفاقی که برای پدرم رخ داده بود، ربط داشته باشه؟ خوشبختانه قبل از اینکه این سوال رو مطرح کنم گراد ماشین رو روبه روی عمارت گروه متوقف کرده بود؛ وگرنه این دفعه با پرسیدن ناگهانی همچین سوالی، قطعا گراد چنان پدال ترمز رو فشار میداد که هممون به سمت شیشه جلوی ماشین شلیک می‌ شدیم! ادامه دادم: میدونم ماجرای پدرم چندین سال پیش رخ داد؛ اما شاید هنوزم تمام این اتفاقات …

شماره پشتیبانی پس از خرید :

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 21 هزارتومان

دانلود رمان جیمین ایو اثر از نو متولد شده (جلد سوم تبدیل‌ شوندگان شیطانی سایه) بصورت رایگان

دانلود رمان مدوسا از پگاه رستمی فرد pdf

دانلود رمان مدوسا اثر پگاه رستمی فرد pdf

دانلود رمان مدوسا از پگاه رستمی فرد نگارش قوی به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در 20 رمان

📚مدوسا

✍️نویسنده: پگاه رستمی فرد

✨ژانر: عاشقانه

📑خلاصه:

مقدمه:

“تو اما یک غروب پا بر جا…

در میان جزرها و مدهای تکرار…

همچنان، نقطه ی عطف روزگاری…!”

صدای موجِ دریا دنیایم را پر می کرد و خون می دوید در آبِ تیره ی ساحلِ گرگ و میشِ صبح!

صدای قهقهه های آتشینش میان طوفانِ زندگی ام، میان رعد و برق و میانِ موج های تیره می پیچید و محو می شد و زیر هجوم باران و مه و طوفان، گُمَش می کردم. شقیقه هایم تیر می کشیدند. با بِهت به هر طرف نگاه می کردم و قهقهه دور سرم می چرخید. دور خودم می چرخیدم. ماسه های سرد از زیر انگشتان داغِ پاهایم می گریختند.

صدای موجِ دریا دنیایم را پر می کرد و خون می دوید در آبِ تیره ی ساحلِ گرگ و میشِ صبح! صدای قهقهه های آتشینش میان طوفانِ زندگی ام، میان رعد و برق و میانِ موج های تیره می پیچید و محو می شد و زیر هجوم باران و مه و طوفان، گُمَش می کردم. شقیقه هایم تیر می کشیدند. با بِهت به هر طرف نگاه می کردم و قهقهه دور سرم می چرخید. دور خودم می چرخیدم. ماسه های سرد از زیر انگشتان داغِ پاهایم می گریختند …

خلاصه رمان مدوسا

“عمران” سه پنجره ی بزرگ و پشت سر هم دالان مانند از زمین تا نزدیک سقف با زینت حفاظ های فرفورژه ی برنز … تصویر هرسه همیشه غروب بود! هرکدام بخشی از غروب بود. همیشه غروب بود. همیشه ی خدا بیزار بودم از این خانه پدری… یک بیزار بی‌تفاوت ومبحوس به دست خود! -عمران؟ به خود آمدم. به همان خودی که دست بغل گرفته و داخل درگاه ایستاده و سر به آن تکیه داده بود. آرام سرم را بلند کردم هنوز هم درد هنوز هم سنگین بود؛ بعد از حدود یک ماه که از آن تصادف می گذشت.

می خواستم صاف بایستم. باید صاف می ایستادم. وقتِ خمیدگی نبود. یک سی و چهار ساله ی راست قامت بودم و یک هزار ساله ی خمیده در سایه. _عمران بابا؟ حالت خوبه؟ تار می دیدم چشم بستم و پیشانی ام را کشیدم تا گیجی فاصله بگیرد هنوز محو می شدم و خاموش بعد از یک ماه که از آن تصادف می گذشت! _خوبم چرا نمیان بالا؟ خیره نگاهم می‌کرد، نگران نگاهم می‌کرد، با حسرت و آ و آه. چرا صورتش واضح نمی‌شد؟ شاید اثر قرص بود. چرا آه می کشید؟ هزار چرای دیگر. _پایین

ازشون پذیرایی کنیم تا تارا آماده بشه. عاقد هم هنوز نرسیده. یک چیزی داخل سرم زنگ می‌زد؛ یک چیز شبیه به سوتی بی امان بیزار بودم از فریاد یک ماهه اش. عمران؟ میگم مطمئنی؟ نمی‌خوای یکم بیشتر بهش فكر… حالا حتی اگر نا نداشتم، پایم به فرار بلند شد و اولین قدم را که به سمت چهار پله ی میان خانه برداشتم. _هر وقت عاقد اومد بیاین بالا. حوصله ی حرف های تکراری رو ندارم. دست فرو برده در جیب های شلواری که نه از رنگش چیزی می‌فهمیدم و نه از جنس لعنتی اش …

دانلود رمان مدوسا اثر پگاه رستمی فرد بصورت رایگان

دانلود رمان مدوسا اثر پگاه رستمی فرد بدون سانسور

دانلود رمان مدوسا اثر پگاه رستمی فرد

دانلود رمان مدوسا از پگاه رستمی فرد بصورت رایگان به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در بیست رمان

📚مدوسا

✍️نویسنده: پگاه رستمی فرد

✨ژانر: عاشقانه

📑خلاصه:

مقدمه:

“تو اما یک غروب پا بر جا…

در میان جزرها و مدهای تکرار…

همچنان، نقطه ی عطف روزگاری…!”

صدای موجِ دریا دنیایم را پر می کرد و خون می دوید در آبِ تیره ی ساحلِ گرگ و میشِ صبح!

صدای قهقهه های آتشینش میان طوفانِ زندگی ام، میان رعد و برق و میانِ موج های تیره می پیچید و محو می شد و زیر هجوم باران و مه و طوفان، گُمَش می کردم. شقیقه هایم تیر می کشیدند. با بِهت به هر طرف نگاه می کردم و قهقهه دور سرم می چرخید. دور خودم می چرخیدم. ماسه های سرد از زیر انگشتان داغِ پاهایم می گریختند.

صدای موجِ دریا دنیایم را پر می کرد و خون می دوید در آبِ تیره ی ساحلِ گرگ و میشِ صبح! صدای قهقهه های آتشینش میان طوفانِ زندگی ام، میان رعد و برق و میانِ موج های تیره می پیچید و محو می شد و زیر هجوم باران و مه و طوفان، گُمَش می کردم. شقیقه هایم تیر می کشیدند. با بِهت به هر طرف نگاه می کردم و قهقهه دور سرم می چرخید. دور خودم می چرخیدم. ماسه های سرد از زیر انگشتان داغِ پاهایم می گریختند …

خلاصه رمان مدوسا

“عمران” سه پنجره ی بزرگ و پشت سر هم دالان مانند از زمین تا نزدیک سقف با زینت حفاظ های فرفورژه ی برنز … تصویر هرسه همیشه غروب بود! هرکدام بخشی از غروب بود. همیشه غروب بود. همیشه ی خدا بیزار بودم از این خانه پدری… یک بیزار بی‌تفاوت ومبحوس به دست خود! -عمران؟ به خود آمدم. به همان خودی که دست بغل گرفته و داخل درگاه ایستاده و سر به آن تکیه داده بود. آرام سرم را بلند کردم هنوز هم درد هنوز هم سنگین بود؛ بعد از حدود یک ماه که از آن تصادف می گذشت.

می خواستم صاف بایستم. باید صاف می ایستادم. وقتِ خمیدگی نبود. یک سی و چهار ساله ی راست قامت بودم و یک هزار ساله ی خمیده در سایه. _عمران بابا؟ حالت خوبه؟ تار می دیدم چشم بستم و پیشانی ام را کشیدم تا گیجی فاصله بگیرد هنوز محو می شدم و خاموش بعد از یک ماه که از آن تصادف می گذشت! _خوبم چرا نمیان بالا؟ خیره نگاهم می‌کرد، نگران نگاهم می‌کرد، با حسرت و آ و آه. چرا صورتش واضح نمی‌شد؟ شاید اثر قرص بود. چرا آه می کشید؟ هزار چرای دیگر. _پایین

ازشون پذیرایی کنیم تا تارا آماده بشه. عاقد هم هنوز نرسیده. یک چیزی داخل سرم زنگ می‌زد؛ یک چیز شبیه به سوتی بی امان بیزار بودم از فریاد یک ماهه اش. عمران؟ میگم مطمئنی؟ نمی‌خوای یکم بیشتر بهش فكر… حالا حتی اگر نا نداشتم، پایم به فرار بلند شد و اولین قدم را که به سمت چهار پله ی میان خانه برداشتم. _هر وقت عاقد اومد بیاین بالا. حوصله ی حرف های تکراری رو ندارم. دست فرو برده در جیب های شلواری که نه از رنگش چیزی می‌فهمیدم و نه از جنس لعنتی اش …

دانلود رمان مدوسا از پگاه رستمی فرد بصورت رایگان

دانلود رمان آخرین داستان عشق از پگاه رستمی فرد بصورت رایگان

دانلود رمان آخرین داستان عشق اثر پگاه رستمی فرد pdf

دانلود رمان آخرین داستان عشق بدون سانسور به صورت pdf، اندروید لینک مستقیم رایگان در بیست رمان

📚#آخرین داستان عشق

✍️نویسنده: #پگاه رستمی فرد

✨ژانر: #عاشقانه

📑خلاصه:

متین رامش، آهنگساز و نوازنده‌ی معروف پیانو، تمام بیست و هشت سال زندگیش رو با معمای سرنوشتِ تلخِ مادرش درگیره و پدرش رو مقصر مرگ مادرش می‌دونه. اختلاف متین با پدرش به جایی رسیده که متین در سن نوزده سالگی برای تحصیل ایران رو ترک کرده و حالا بعد از نه سال ایمیلی در مورد رازهای گذشته دریافت می‌کنه. وقتی متین برای حل معمایی که تمام عمر روحش رو به زوال برده به ایران برمی‌گرده، با دختری آشنا می‌شه که شباهت بیش از حد به تصویر مادرش داره و به دنبال کشف دلیل این شباهت، متین و محیا کم‌کم با عشقی پر شور و آتشین درگیر می‌شن؛ بی توجه به اینکه شباهت محیا به مادر متین، اتفاقی نیست…!

اما داستان از جایی شروع می‌شه که متین هر چه بیشتر با وقایع گذشته رو‌به‌رو می‌شه، بیشتر می‌فهمه که داستان عشق خودش درست مثل داستان پدرش رقم می‌خوره و برای جلوگیری کردن از تکرارِ پایانِ تلخِ این سرنوشتِ شوم…

خلاصه رمان آخرین داستان عشق

وارد اتاقش شد و در را بست.. آرام و بي جان كنار تخت روي زمین نشست و سرش را لبه ي تختش گذاشت.. نگاھی به نوزاد گریان روی تخت انداخت و بعد با چشم ھای خیسش از شیشه ی بزرگ در تراس به آسمان ابري و دلگیر عصر جمعه خیره شد.. لب ھاي ترك خورده اش آھسته چیزي مي گفتند كه خودش ھم نمي فھمید..

كم كم گوش ھایش به روی صدای گریه ی نوزاد بسته شدند.. پلك ھایش سنگین و نور از دیدش كاھش یافت و در نھایت آخرین نگاھش به دنیا بسته شد.. براي یك لحظه تمام خاطراتش از سرش گذشتند و آخرین نفسش آھي جانسوز و عمیق بود.. نفسش قطع شده بود ولي نوازش دستي مھربان را بر سرش احساس كرد..

خودش را به وضوح میدید.. ھمان پسر بچه ي ۴ ساله اي بود كه سرش را روي پاھاي مادرش مي گذاشت و از حس حركت دست این مادر در موھایش آرامش مي گرفت.. اما چرا موھاي این پسر بچه خاكستري و رنگ صورتش سفید است؟ از فكر رھایي از دنیاي پوچ و بي مفھومش قطره اشكي روي گونه اش چكید و لبخندي گوشه ي لبش نشست..

دانلود رمان آخرین داستان عشق اثر پگاه رستمی فرد بدون سانسور

دانلود رمان التهاب از زینب پیش بهار pdf

دانلود رمان التهاب اثر زینب پیش بهار بصورت رایگان

دانلود رمان خون بهای ارباب به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

📚#التهاب

✍️نویسنده: #زینب پیش بهار

✨ژانر: #عاشقانه معمایی

📑خلاصه:

گلناز، دختری که برای کار وارد یک شرکت ساختمانی می‌شود، اما به‌ واسطهٔ یک کینه و دشمنی، به جرم رابطه با صاحب شرکت کارش به کلانتری می‌کشد…

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

در صورت نارضایتی از انتشار رمان با شماره پشتیبان تماس بگیرید

شماره پشتیبانی پس از خرید :

تلفنی _ روبیکا _ اس ام اس _ تلگرام _ واتس اپ

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 25 هزارتومان

دانلود رمان التهاب از زینب پیش بهار بصورت pdf

دانلود رمان هم دوست هم دشمن pdf

دانلود رمان هم دوست هم دشمن

دانلود رمان گی دلبر مظلوم به صورت فایل PDF قابل اجرا در اندروید و آیفون با ویرایش جدید و لینک مستقیم رایگان

📚#هم دوست هم دشمن

✍️نویسنده:#هلیا عسگری

✨ژانر :#عاشقانه

📑خلاصه:

روایت مواجه‌ی دو آدمی که هر دو درد دیده و زجر کشیده‌اند. یکی دست گذاشته روی زانوهایش و ایستاده و یکی، تا زانو فرو رفته در باطلاق درونش. این‌دو برای نجات خود از خود، برخلاف تصمیم غرورشان، ناخودآگاه دست به سوی هم دراز میکنند…

لینک دانلود پس از خرید برای شما نمایش داده میشود

در صورت نارضایتی نویسنده از انتشار رمان با شماره پشتیبان تماس بگیرید

شماره پشتیبانی پس از خرید :

تلفنی _ روبیکا _ اس ام اس _ تلگرام _ واتس اپ

09170366695

آقای حامد شورکی

قیمت : 25 هزارتومان

دانلود رمان هم دوست هم دشمن از هلیا عسگری بدون سانسور

صفحه بعدیصفحه قبلی